منظور اقوال جدید و قدیم  حضرت امام شافعی "ره"

مقدمه

زندگانی حضرت امام شافعی (ره)

محمد فرزند ادریس فرزند عباس شافعی.در سال (150) هـ در شهر غزه دیده به جهان گشود و وقتی دو سال از عمر ایشان می گذشت خانواده اش به شهر مکه ی مکرمه نقل مکان نمودند.

  • پدرش را در کودکی از دست داد، و مادرش عهده دار سرپرستی او شد.
  • مادرش وقتی او را به دنیا آورد خوابی دید: در خواب دید که گویا سیاره ی مشتری از بطن او خارج گشت و در مصر فرودآمد و پاره هایی از آن در هر شهری پراکنده گشت. خوابگزاران این خواب را چنین تعبیر نمودند که از شکم این زن دانشمندی به دنیا می آید که علم و دانش وی ابتدا در مصر محدود شده و سپس در دیگر شهرها گسترش می یابد.

این کودک تنها یادگار شوهر باو فایش ادریس است، که دو سال قبل وفات کرده و در قصبه((عسقلان))به خاک سپرده شده، و محمد و مادرش را در سرزمین غربت تنها گذاشته است. نگاه معصومانه ی این کودک خاطره ها را در دل مادر داغدار زنده می نماید، خاطره روز جمعه آخرین روز ماه رجب ۱۵۰ هجری قمری یعنی روز تولد امام شافعی در غزه. روزی که ادریس پدر نوزاد با شور و اشتیاقی وصف ناپذیر مراسم نامگذاری را برگزار نموده و بخاطر ابراز اخلاص و ایمان کامل، به بزرگترین پیامبران الهی(علیهم السلام)، او را محمد نام نهاد که با کمال تاسف بعد از مدتی بسیار کوتاه ادریس پدر بزرگوار امام دنیای فانی را ترک کرده و به سرای جاودانه شتافت…فاطمه مادر محمد بعد از وفات ادریس به مکه مکرمه برگشت.

امام شافعی (ره) در راه حق جویی نه تنها کتاب و مذهب استادش-امام مالک (ره)- و کتاب و مذهب استاد استادش-امام ابوحنیفه- رانقد می کرد؛ بلکه از کتاب و مذهب خودش نیز انتقاد می نمود. رساله ی قدیم و رساله ی جدید و قول قدیم و قول جدید نمایانگر این حالت خودنقدی است. امام (ره) به شاگردش بویطی می فرماید: هر چند در تألیف کتابهایم نهایت سعی را به کار برده ام؛ باز یقین دارم که در آن ها غلط هایی وجود دارد زیرا خداوند تبارکت اسمائه در قرآن می فرماید: «و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا»(نساء آیه ی ۸۲). پس هرگاه در کتابهایم مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قرآن و حدیث بود؛ از همین حالا اعلام می نمایم که از آن پشیمانم و راضی نیستم آن را به نام من نقل و روایت نمایند.

امام شافعی (ره) از حیث وسعت دایره ی اطلاعات و افزایش قدرت استنباط همواره در راه تکامل قدم برمی داشت؛ فلذا واژه های «قدیم و جدید» پسوند کتاب و مذهب و اقوال او می گردید. مانند«رساله ی قدیم و رساله ی جدید» و «مذهب قدیم و مذهب جدید» و «اقوال قدیم و اقوال جدید»و چون اقوال قدیم و جدید مطلبی است و مذهب قدیم و جدید مطلب دیگری است پس به طور جداگانه از آن ها بحث می شود.

مطلب اول:

اقوال قدیم و جدید امام شافعی هر دو در مذهب جدیدش پیدا شده اند، به این صورت که امام شافعی (ره) از راه قیاس یا عمل به قول و فعل اصحاب حکم چیزی را معلوم کرده و نوشته است، و شاگردانش آن را نقل کرده اند، و پس از مدتی امام در حضر یا سفر حدیث صحیحی را شنیده که خلاف آن حکم را برای آن چیز ثابت کرده است، امام به محض اطلاع از آن حدیث حکم سابق((قول قدیم)) را ملغی و حکم حدیث را قبول کرده، و همین حکم لاحق((قول جدید)) امام شافعی به شمار می آید، امام تنها خودش را به این تغییرات مجاز ندانسته، بلکه به تمام پیروانش اکیداً این مطلب را توصیه کرده، که هرگاه حدیث صحیح و بدون معارضی را دریافتید، که حکم از احکام اجتهادی من مخالف حکم آن حدیث بود، شما حکم حدیث را قبول کنید، و حکم این حدیث مذهب من است.

و این توصیه در طول ۱۲ قرن نصب العین همه ی پیروانش می باشد، که امثال مسلم و بخاری و نسایی و ترمذی و ابو داوود که دریاسالاران بحر احادیث بوده اند، و امثال قفال و مروزی و ماوردی و غیره از غواصان اقیانوس فقاهت بشمار آمده اند، امکان داشته باشند، اقوال جدیدی را در مقابل اقوال قدیم امام(ره) ارائه دهند، با این حال از ده ها هزار مطلب موجود در فقه شافعی توانسته اند تنها در بیست و چند مطلب جزئی اقوال جدیدی را ارائه دهند.


مطلب دوم:

مذهب قدیم و جدید امام شافعی ره

فقها از جمله شیخ ابراهیم بیجوری و شیخ ابن حجر هیتمی و خطیب شربینی در دیباچه ی کتاب های فقهی در این زمینه یعنی مذهب قدیم و جدید امام شافعی (ره)، مطالبی را نوشته اند، که نتیجه آن عبارت از این است که امام شافعی در حجاز و عراق از همان دوران بلوغ تا ۵۰ سالگی مذهبی را داشته، که پس از ورودش به مصر فوراً آن مذهب، عنوان قدیمی را به خود اختصاص داده است، و امام شافعی از تمام مسائل آن تبرّی جسته و به همگان اعلام نموده، که حلال نمی کنم کسی را که مسأله ای از مسائل آن مذهب را به نام من نقل کند.

و امّا پس از تبرّی از مذهب ده ها ساله اش با یک جهش بی نظیر، فقط در مدّت چهار سال اواخر زندگی اش مذهب مفصل و عمیقی را به نام مذهب جدید بنا نهاده که کتاب ((الرّساله)) اساس و اصول آن را پی ریزی کرده است، و کتاب ۴۰۰۰ هزار صفحه ای((الامّ)) را که مشتمل بر مسائل آن مذهب است نوشته باشد، که البته چنین جمود و رکود طولانی، و ناگهان چنین تحول و جهشی عظیم تنها به سبب انتقال از عراق به مصر بسیار بعید از عقل و دور از منطق است، و در نتیجه چنین تصویری از مذهب قدیم و جدید امام در تصور هیچ کس نمی گنجد.

لذا برای مشاهده تصویر واقعی آن، به مدارک زیر توجه فرمایید: به اتفاق تمام فقها کتاب ((حجّه)) مشتمل بر مذهب قدیم شافعی بوده است، و به اتفاق تمام مورخین نام دیگرکتاب ((حجّه))- ((بغدادی)) بوده است. ابن حجر عسقلانی از مورخین قدیم و مصطفی شکعه از مورخین جدید هر دو((حجّه-و بغدادی)) را مرادف یکدیگر نشان داده اند و هر دو را نام یک کتاب دانسته اند. که مشتمل بر مذهب قدیم امام شافعی بوده است، و تاریخ بیهقی در مورد زمان و مکان و موضوع کتاب بغدادی یا حجّه چنین می نویسد، امام شافعی فرموده: در آن هنگام که به فرمان هارون الرشید به بغداد جلب شده بودم بنا بر درخواست پیروان امام مالک(ره) کتابی را به نام ((بغدادی-حجّه))نوشتم. امام در سال های۱۸۴ تا ۱۸۹ که در بغداد تحت نظر بود، و کتاب بغدادی یا حجّه را می نوشت، یکی از پیروان امام مالک و مجتهد در مذهب آن امام، آن کتاب را نوشته بود، پس مذهب قدیم امام شافعی همان مذهب امام مالک بوده که امام شافعی در سال تالیف کتاب((حجّه یا بغدادی)) یکی از پیروان آن امام بوده است، و مذهب جدید امام شافعی مذهب اجتهادی مستقل اوست، که از سال ۱۸۹ و در حدود ده سال قبل از ورود به مصر نوشته است و تا آخرین لحظات زندگی بر آن باقی مانده است، و تنها تغییرات جزئی و تصحیح های موضعی را در آن ایجاد کرده است، و همین تغییرات جزئی و موضعی بصورت اقوال جدید در مقابل اقوال قدیم در این مذهب اجتهادی مستقل امام شافعی(ره) روایت شده است.    







 خالد رحیم پناه_بخش احکام شافعی تبیان کردستان